

کیفیت همه ی قلم کاغذ ها کم شده!
کاغذی پیدا نکردم که وقتی اشک می بیند از درد یه خود نپیچد و چهرش چروک نگردد
خودکاری ندیدم که تاب نوشتن روی چهره چروک کاغذ را نداشته باشد
همه چیز تقلبی شده است
حتی خوابم سنگین چشم هامان
که با گناه شیرینش کرده ایم
حتی نیت اعمالمان که مرز خوب و بدش قابل تمییز نیست
هان یادم اومد ،دلم تنگ شده برای نیت های اوریجینال و فابربک کودکانه
برای نیت بهاره از این نقاشی
وقتی که مصطفی را با "ت" می نویسد،شاید صفحه ی سفید دلش با "ت" قشنگ تر رنگ می شود
بی پرده بگویم،شاید همین یک "ت" را بلد است
جالب تر این که حرف هایش را هم صادقانه می نویسد
وقتی می خواهد مرا بخواند جای "الف" را با "ی" عوض نمی کند
چه اهمیت دارد که نمره املایش 20 نشود؟
مهم این است که کودکانه ذهنش ،دغدغه های بزرگ را مسخره می کند
==================================
پی نوشت:خیلی به هم فاز میده این نقاشی
پی نوشت:جدا ناراحتم از دست خودم
پی نوشت:میان ترم ها شروع شده و منم بد جور ناراحت D:


