
و چه ها که این زمان بر سر این آدم ها نمی آورد....
گاهی به هم می رساندشان ....
گاهی از هم جدایشان می کند ...
گاهی هم این قدر از هم دورشان می کند که اگر بخواهند هم دستشان به هم نمی رسد....
چه دل ها می شکند،چه قلب هایی که پیوند می دهد،و چه اعصاب هایی که خرد نمی کند ...
راستی که چه کارهایی بلد است این زمان
گاهی در نقش چسب است گاهی در نقش حلال !
.... و این آدم ها چه دل پری از دست زمان دارند
از دست نامردی ها و بچه بازهایش
ولی شاید زمان مقصر نیست
شاید مجبور شده این جور رفتار کند ....
نمی توان برای انتخابات رمانتیک نوشت
صحنه ای علاقه ی عمومی نیست ولی الزامی است که باید به آن تن در دهیم و این تن دادن را باید برنامه ریخت
نمی خواهم بگویم انتخابات صحنه ی هنرمندی ماست
همچون صدا و سیما نمی خواهم حماسی واژگان را برانم ولی باید پذیرفت که رنگ آسمان به نظر ما هم می تواند تغییر کند
اینکه امروز آسمان را آبی بنگریم پنداشتی آبی داشیم
باید قبول کنیم انتخابات یک حرکت سیاسی است و حضور سیاسی و یا شرکت در آن راباید آگاهانه قبول کرد .
در حرکت سیاسی باید سیاسی هم اندیشید اینکه ذهن بی نظم من برا همه چیز تصمیم بگیرد نمی شود و نمی تواند
پیش فرض های را باید قبول کرد
بیاید از اویه دیگر به انتخابات بنگریم
آیا عدم حضور من تمام نظر من را تامین خواهد کرد
رای من به کجا می ینجامد


