
دوباره بهار میاد و .....
یه سال گذشت با همه ی قشنگی هاش با همه ی عشق های قشنگش
و با .... همه ی چیزهای کثیفش
ولی همون طور که فعل جمله می گه: گذشت و بهار جدید آغاز می شه اما چه جوری به خودمون بستگی داره
من که فراموشش کردم همه ی چیزهای بدی که بهم گذشت همه ی اتفاقاتی که افتاد و ....
به هر حال تموووووووووووووووووووووووووووووم شد رفت تو آشعال دونی خاطراتم
دوست دارم یه سال دیگه رو شروع کنم اگرچه این سال هم ممکنه توش بدی باشه ولی تحملش برای اون هایی سخته که از سال قبل یه کوله بار غم و غصه ی مشکلات را با خودشون بکشند تو سال جدید
که به قول اهل ادب بس کار عبسی است و هیچ جز پشیمونی ندارد ..... و مطمئن باشید که خاطرات خوب می تونن جای خاطرات بد رو پر کنند و اثرشون رو از بین ببرن
این دیگه حرف آخره
عمر تو داره می گذره
تموم که شد به روت نیار
انگار نه انگار
و می اندیشید که نباید بیاندیشد به همه ی چیز هایی که بر او گذشته است
و باز می اندیشد که نباید بیاندیشد به همه ی چیزهای که به آن اندیشیده است
و بپرسی راست گویم راست
قصه بی شک راست می گوید
می توانست او اگر می خواست
لیک ....
راستی بچه ها نمی دونم باز هم بر می گردم به وبلاگ نویسی یا نه ولی خاطره های خوبی دارم از همتون و از نوشته هاتون امیدوارم که هر جا باشین موفق و پیروز و بهاری باشین تحویل سال برای همتون دعا می کنم
برام دعا کنین .... ![]()
![]()
قربان همه ی شما مصطفی ![]()


