نگارش در تاريخ سه شنبه پانزدهم آذر 1384 توسط مصطفی

با زمين خيلي غريبم با هواي تو صميمي
ديده بودمت هزار بار تو يه روياي قديمي
به نگاه چشم گريون يه فرشته رو زميني
چشامو به رويت مي بندم تا که اشکامو نبيني
خوب بعد يه مدت طولاني وبلاگمو آپ (ببخشيد به روز) کردم .خيلي چيزا دلم مي خواست بنويسم ولي خوب شايد اين شعر همه ي احساسمو برسونه
راستی یه چیز دیگه :
عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید ... ناخوانده درس مقصود از کاردار هستی
خیلی روش فکر کنین بچه ها نظرتون رو هم راجع بهش بگین
تا بعد
سلام بچه ها
یه کم آپ کردن به تاخیر افتاد یه چند روزی مریض بودم حالا هم حسابی داغون شدم به هم ریختم خلاصه عذر تاخیر شاید بتونم تا پنج شنبه یه آپ حسابی بکنم
فعلا ![]()


