شایدم(یا به یقین) به خاطر این که دیگه حکایت ما شده عین حکایت این باغ بی برگی
(مخصوصا این قسمتش :داستان از ميوه هاي سر به گردون ساي اينک خفته در تابوت پست خاک مي گويد )
امیدوارم که خوشتون بیاد ![]()

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستين سرد نمناکش
باغ بي برگي
روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران .. سرودش باد
جامه اش شولاي عرياني است
ور جزاينش جامه اي بايد .. بافته بس شعله ي زر تار پودش باد
گو برويد يا نرويد..هر چه در هر کجا که خواهد يا نمي خواهد
باغبان و رهگذاري نيست
باغ نوميدان .. چشم در راه بهاري نيست
گر ز چشمش پرتو گرمي نمي تابد
و به رويش برگ لبخندي نمي رويد
باغ بي برگي که مي گويد که زيبا نيست؟
داستان از ميوه هاي سر به گردون ساي اينک خفته در تابوت پست خاک مي گويد
باغ بي برگي
خندهاش خوني است اشک آميز
جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن
پادشاه فصل ها پاييز
عيد سعيد فطر بر همگان مبارک
سلام
خوب اين ماه رمضونم با همه ي برکت هاش و همه ي فراز نشيب هايي که برام داشت تموم شد . خدا رو هم شکر مي کنم که تونستم حداقل تو ضيافت الهي شرکت کنم با اين وجود اون جور که بايد از برکاتش استفاده نکردم.
اميدوارم که عبادت هاتون مورد قبول در گاه خدا قرار بگيره. راستي روز عيد براي همه دعا کنيد چه اون هايي
که امروز روزه هاشون رو به تقليد از مراجعشون باز کردند(مثل من)
و چه اون هايي که جمعه نماز عيد رو خواهند خوند .
بعدشم اين که بر عکس پيش بيني هاي که کردم ماه رمضون تموم شد و من هنوز زنده ام !!!!(شايد از اثرات و برکات شب قدر بود؟
)
ولي خوب چه فايده ؟ هنوز نمي فهمي داره بهم چي ميگذره .....![]()
بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود![]()


